علل زوا ل جمهوري شاهانة سردار محمد داوود

مردم رنجديدة افغانستان رژيم جديد ونظام جمهوري افغانستان رابه خوشي وسروراستقبال نمودند وشادي کنان بيکديگرسرنگوني نظام سلطنتي را تبريک ميگفتند. جناح هاي منشعب حزب دموکراتيک خلق افغانستان نيزازتحول 26 سرطان واعلان جمهوري افغانستان استقبال خود را اعلام نمودندولي جناح خلق بنابراصول وپرنسيپهاي ايديولوژيک وسياسي متناسب به وضع کشوروموضعيگيري محمدداوودبااحتياط کامل عمل کردوهوشياري سياسي خودراحفظ نمود ودرعين زمان بااستفاده ازشرايط مناسب سياسي وروحية پيروزمندانه اردو کار ديناميک وفعال درجلب وجذب دردرون اوردو وعمدتاً درقواي زرهداروقواي هواي به شدت آغازنمود.

 محمد داوود خان بنابرخصلت مغرورانه ، خودخواهانه وناسيوناليستي خودکامه خود فعاليت هاي سياسي احزاب را غيرقانوني اعلان نمود. بدين منظور جناح خلق تقريباً بعدازيک مدت آمادگي براي روز هاي دشوارمبارزه مطابق به اوضاع کشور ازعلني ونيمه مخفي ومخفي وغيره را ارزيابي مي نمودند. ولي جناح پرچم عملاً ازقدرت سهم داشت ، چنانچه دروزارتهاي داخله ، زراعت ، معارف ، ماليه ، خارجه ، وصدارت وهمچنان درقطعات گارد ، قواي مرکز، قواي هوايي وزميني ازجمله کوماندووغيره کادرهاي خود را جابجا کردند. تنها دروزارت داخله چندين والي وبيشترازهشتاد اولسوال وتقريباً تمام هيأت رهبري وزارت وسايرشعبات آن دراختيارجناح پرچم قرارداشتند. طي اعلاميه اي ازتمام اعضاي پرچم تقاضا صورت گرفته بود که ازنظام جديد پشتيباني نمايند ودرصورت ضرورت به دفاع ازآن درمبارزه عليه ارتجاع  داخلي ودسايس امپريالزم برخيزند.

 محمدداوود درتحت تأثير گرايشهاي ترقي خواهانة همکاران جوان کودتاي خويش وبه خاطر ايفاي سياست مترقي درجهت جلب همکاري نيروهاي چپ دموکراتيک برنامة خطاب به مردم افغانستان را که بوسيلة پرچمي ها تهيه شده بود پذيرفته وآنرا با اندک تغييرات ودستکاري ها درطي يک بيانية راديوي اعلان داشت.شايد ضرورت به تذکرباشد که متن اولي برنامة متذکره بنابردستور رهبري حزب ، باملاحظةشرايط مسلط دوران نگاشته شده بود. متن نوشته شده را ببرک کارمل ازمجراي ارتباطي ازطريق دوستان ميراکبر خيبربراي رهبري رژيم ارسال نموده .چنانچه ميرمحمد صديق فرهنگ درباره خط مشي محمد داوودچنين مي نويسد: دراين بيانيه که ازنگاه اسلوب نگارش محتوي با برنامة حزب دموکراتيک خلق شباهب به هم ميرساند، اصلاحات بنيادي مانند بسط وتوسعة حقوق وآزادي هاي دموکراتيک مردم دروجود قانون اساسي ، وخدمات صحي مندرج بود ويک اداره ءپاک ، فعال وبا امانت را به مردم نويد ميداد.

 دربرنامة رژيم محمد داوود خان ايجاد وتحول اساسي درنظام اقتصادي اجتماعي وسياسي کشوردربارة رشد وتوسعةصنايع وغيره وعده داده شد بود ازاين رومورد پشتيباني نيروهاي چپ عمدتاً جناح هاي خلق وپرچم قرارگرفت ولي اخواني ها ، شعلة يي ها ، سازايي ها چندان خوشايند نبودند وخصوصاً اخواني ها وطرفدا ران غرب که بعداً به توطئه ها اخواني ها ازجمله استادنيازي رهبراخواني ها آغازکرد. ولي رهبران وفعالين ديگرآنها مانند برهاندين رباني ، گلبدين حکمتيارواحمدشاه مسعود به پاکستان فرار نمودند ودراسد 1354 ه.ش(جولاي 1975ميلادي) دراولسوالي پنجشيرشورشي را عليه دولت محمد داوود براه انداختند ولي توسط دولت سرکوب شدند. ودوباره به پاکستان فرارنمودند. به همين ترتيب چندين تحريکات وکودتا براه انداخته مي شوند، ازجمله کودتاي محمد هاشم ميوندوال وغيره ميتوان نام برد .

 درعرصة بين ا لمللي اتحادشوروي وهند ازرژيم جمهوري افغانستان حمايت خود را اعلان ميدارند ولي کشورهاي همسايه ايران ومخصوصاً پاکستان به شمول ممالک غربي ازجمله ايالات متحده امريکا نگران وحتي برافروخته شدند. محمد داوود بعدازقيام اخواني ها وموضعيگيري کشورهاي همسايه عمدتاً ايران وپاکستان وايالات متحده امريکا ونفوذ نيروهاي چپ (عمدتاً پرچمي ها ) درساختاردولتي واختلافات ميان کودتا چيان تصميم گرفت تا بالاي سياست داخلي وخارجي خود درمشورة نزديک با برادرخود سردار محمد نعيم خان تجديد نظر نمايد. اولاً اختلاف ميان دوکتورمحمد حسن شرق وپاچاگل وفادار وبعداً عبدالحميد محتاط آغازميگردد ودرنتيجه هردويشان ازوظايف سبکدوش ميگردند. غلام حيدر رسولي بحيث يگانه مستحق جانشين محمد داوود دراطراف خود وحيدعبدالله ، عبدالقديرنورستاني وغوث الدين فايق را جمع نموده ودرکميتة مرکزي جمهوريت انشعاب را براه مي اندازد نام حزب خود را انقلاب ملي ميگذارند. بدين ترتيب اختلاف ميان اعضاي کميته مرکزي جمهوريت درسال 1355 ه.ش به اوج خود ميرسد ومحمد داوود درعمل تحت تأثير گروپ راست وضد نيروهاي چپ واتحاد شوروي قرارمي گيرد ولويه جرگه 1355 ه.ش خلاف وعده هاي قبلي تحت نام دموکراسي واقعي وتأمين حقوق دموکراتيک وغيره تحت کنترول گروپ راستگرا(غلام حيدر رسولي ) تدوير ميگردد.

 دوکتور محمدحسن شرق دربارة لويه جرگه سال 1355 مي نويسدکه :" اعضاي آن ازطرف دسته حيدررسولي بنام (انتخاب) انتصاب شده بودند، که بزرگترين لطمه را به پيکرمعنوي محمد داوود ونفوذش درميان مردم افغانستان وارد آورده بود" ومحمدنعيم خان نيزاين لويه جرگه را به سوهاني تشبيه کرده بودکه اعتباروعمر زمامداري برادرش محمد داوود را مي خورد.

 بدين ترتيب محمد داوود خان 180 درجه تغييرنموده وعملاً به تصفية نيروهاي مترقي ودموکراتيک آغازمي نمايد، به عوض اشخاص که سبکدوش ميشدند اکثراً اشخاص وابسته به حيدررسولي ويا غير سازماني مقرروتعيين ميگرديدند. چنانچه غوث الين فايق دراين باره درصفحه 137 کتاب (رازي راکه نمي خواستم افشاگردد) خود مينويسد:

 محمد داوود ديکتاتوري خودکامه، مستبدالراي بدون مراجعه به آراي دوستان خانداني واشخاص خبره کابينه را ترميم نمود. مردم افغانستان که ازظلم وستم غلام  حيدر رسولي وبي عدالتي وفحاشي قديرنورستاني ضابط ترافيک وعبدالله به ستوه آمده بودند وروزها را به اميد ترميم کابينه سپري مينمودند. وقتي که ديدندهمان آش است وهمان کاسه مأيوس ونااميد شدند. زيرا امورامنيت ودفاعي کشوربه نااهل ترين وبي کيفايت ترين وازنقطه نظرتقوا به کثيف ترين مردم سست عنصرسپرده شد. که هرلحظه خطربه استقلال وآزادي صلح وامنيت کشورقريب الوقع به نظرمي رسيد ضعف انتخاب محمد داوود پس ازسالها تجربه وگذشت زمان دردوره رياست جمهوري اش نه تنها بهترنشد ازگذشته برترشد ووطن را به تباهي کشيد!

 بدنبال تغييردرسياست داخلي درسياست خارجي محمد داوود خان تجديد نظر صورت مي گيرد. او ازهمسايه گان خود (ايران وپاکستان) شروع مي نمايد. اولاً مذکرات درسطح وزراي خارجه به ميان افغانستان وايران آغازميابد وايران ازسياست جديدمحمد داوود خان استقبال مي نمايد.

 بدنبال بهبود مناسبات افغانستان با ايران کشورهاي ديگراسلامي ازجمله عربستان سعودي مبلغ ده مليون دالرکمک بلاعوض و50 مليون دالر قرضه بدون ربح به افغانستان وعده ميدهد. محمد اعظم سيستاني دراين رابطه چنين مينويسد: دولت ايران بايک طرح کمک اقتصادي ده ساله ويک کمک عاجل 300 مليون دالربه پلان انکشافي هفت سالةافغانستان به داوود داد وپيشنهاد کرد که کمک ايران را جانشين کمک شوروي بسازد. همچنان ايران حاضرشد براي افغانستان تسهيلات بندري دربندرعباس فراهم کند تا اين کشورناچارنباشد براه هاي ترانزيتي شوروي بستگي داشته باشد. وبالاخره شاه ايران سعي بعمل آورد تا درحل اختلافات افغانستان با پاکستان نقش ميانجي را بازي کند.

 دوسال بعد ايران حاضرشد تا مصارف راه آهن ازافغانستان تا بندرعباس را بپردازد ومقابلتاً چهار روزبعد ازموافقت نامه، اسناد مربوط به قرارداد تقسيم آب هلمند بين زلمي محمودغازي سفيرکبيرافغانستان درتهران وآقاي خلعت بري وزيرامورخارجه ايران درتهران مبا دله گرديد.

 درپايان مذکرات داوود باشاه ايران دولت ايران يک اعتبارهنگفت بالغ بر دومليارد دالرکه درتاريخ مناسبات مالي کشورهاي جهان سوم نظيرنداشت ، به افغانستان وعده داد.

 اميرکويت نيزچک سفيدي را دراختيارداوود خان گذاشت تاهرجه مي خواهد بنويسد، شرط آنکه ازشوروي دوري گزيند. شاه ايران بعد ازسفر محمد داوود خان به پاکستان رفت تا روابط محمد داوود را باکشورپاکستان نورمال سازد، به تعقيب آن بوتوصدراعظم پاکستان بنابردعوت افغانستان بتاريخ 7 جون 1967 به ا فغانستان سفرکرد.

 رهبري اتحادشوروي ازتمام اين جريانات  ومذکرات وارتباطات دولت محمد داوود با ايران پاکستان وسايرکشورهاي غربي واسلامي معلومات کافي دراختيارداشت . بنااً روابط افغانستان با اتحاد شوروي (بريژنف) دررابطه به طرح برخي مسايل ازجمله طرح دربارة اينکه بايد کارشناسان کشورهاي ناتوکه بحيث جاسوسان درشمال افغانستان گماشته شده آنرا بيرون کنيد! به حد نهايي تيره وخراب گرديد زيرا محمد داوود اين طرح بريژنف را مداخله درامور داخلي افغانستان تلقي نمود وحتي ميزمذاکره را ترک گفت. خلاصه اينکه محمد داوود بنابر خصوصيات وکرکترخودخواهانه وخود کامة خويش نتوانست تايک توازن وتناسب معين را درسياست داخلي وخارجي ثابت حفظ نمايد. او درمرحله اول(تقريباً دوسال اول) به نيروهاي چپ اتکا نموده وروابط خوب با اتحاد شوروي تأمين مي نمايد ومعکوساً درسرکوب نيروهاي راست وخيره شدن مناسبات را با ايران، پاکستان وسايرکشورهاي اسلامي وايالات متحده امريکا باعث شد وبعداً 180 درجه هم درسياست داخلي وهم درسياست خارجي تغييرنموده وعملاً اصول عنعنوي عدم انسلاک وبيطرفي افغانستان را درهردوحالت متضرر ميگرداند واين عدم ثبات درسياست وموضعگيري محمد داوود عامل اساسي سقوط رژيم اوشمرده مي شود.

 درين هنگام کنفرانس وحدت حزب دموکراتيک خلق افغانستان (خلق وپرچم ) بخاطراحياي مجدد وحدت دوجناح منشعب بتاريخ 12 سرطان 1356 ه.ش مطابق 3 جولاي 1977 ميلادي تدويرميگردد که موضعگيري دربرابرهمه نبردهاي سياسي بخصوص دربراررژيم حاکم محمد داوود بازتاب صريح يافته بود.

 در رژيم محمد داوود شيوع فساد اداري وفضاي عظمت طلبي ، يکتازي واستبداد روزبه روزبيشتر وبيشترتقويت مييافت ، محمد داوود به نام هاي مختلف مانند زعيم بزرگ، رهبربزرگ ، وغيره کيش هاي شخصيت چون صدام حسين ، قزافي ، ضياءالحق . . .مبدل ميگرديد.

 خلاصه اينکه محمد داوود وظايف واهداف اساسي که دربيانية خطاب به مردم وسايروعده هاي ديگررا به فراموشي ميسپارد وخلاف ادعا هاي سابق ، قرارداد في مابين ايران وافغانستان درباره تقسيم آب هلمند که دردوران صدارت موسي شفيق مطرح شده بود دوباره مهر تاييد ميگذارد.

 مسئله پشتونستان را دراثر فشار امريکا مي خواست به نفع پاکستان حل وفصل نمايد وده ها معامله درپشت پرده با محافل حاکمة ايران ، پاکستان ، عربستان سعودي ، کويت وسايرممالک عربي وغربي وا يالات متحده امريکا به خاطر سرکوب نيروهاي چپ ودموکراتيک به مؤافقه ميرساند.

 رژيم محمد داوود ازنقطه نظر(سياسي ، اجتماعي ) سوءاستفاده ها ، فساد اداري ، فقدان کامل حقوق سياسي ، اقتصادي ، اجتماعي ونارضايتي مردم ، بازگشت به استبداد دوران قبلي وعدم رضايت درقواي مسلح وروحية مخالف به رژيم وغيره يک فضاي بحران قبلي وعدم رضايت درقواي مسلح وروحيه مخالف به رژيم وغيره يک فضاي بحران وتشنج را درکشوربوجود مي آورد.

 بدين ترتيب يک روحية دگرگون وتغييرسياسي دربين نيروهاي ملي ودموکراتيک ونظاميان عمدتاً درسطح پايين رتبة آن فراهم گرديده بود، واين روحيه آنوقت بيشترتقويت گرديدکه وحدت حزبي دوجناح خلق وپرچم تأمين وتحکيم گرديد. حزب درسند وحدت حزبي چنين اعلام کرد:" پيکاربرضدارتجاع وامپرياليزم ، پيکاريست طولاني ومشکل ، مبارزات عظيم وشديد درپيشروست ولي پيروزي حزب حتمي است ."

 محمد داوود ازوحدت حزب بسيارنگران وعصباني شده بود. اوتصميم جدي داشت تاچگونه حزب واحد خلق افغانستان را متلاشي ، تضعيف وحتي سرکوب نمايد حزب امکان اين خطر را جدي درک ميکرد وبه همين منظوربه تمام امکانات وانرژي تلاش صورت گرفت تاسازمان هاي حزبي درقواي مسلح (اردو) توسعه وتحکيم بيشتريابند وعملاً براي دفع حملة رژيم يابراي حمله ضد حمله آمادگي داشته باشند[1].

 درهمين زمان بودکه همساية بزرگ شمالي ونيزايالات متحده امريکا که عقدة خيلي هاعميق را ازجنگ ويتنام بدل داشتند برسرمسئلة افغانستان که هرکدام مي خواست زودتراهداف خويش را ازين منطقه که درقلب آسيا موقعيت استراتيژيک نيز داشت برضد يکديگر تحميل نمايند پس درگيريک جنگ سرد شدند واينبار هدف هردوسوختاندن افغانستان ومردم افغانستان چون مواد سوختي اين دوابرقدرت جهان بود.

 امريکا درين راستا چند هدف را تعقيب مي نمود:

1.         اولاً مي خواست ازموقعيت استراتيژيک افغانستان آن اهداف خويشرا که درايران بعد ازاستقرارنظام اسلامي درين کشوردرمقابل شوروي به پيش برده نتوانسته بود به پيش ببرد. عبارت ازاين است که شوروي را مجبور نمايد تا به افغانستان مداخلة نظامي را براه بيندازد که بعد از پيروزي اين هدف، پاکستان را کليد حل مشکلات خود سازد.

2.         درمقابل دشمن سرسخت خود(ايران وشوروي ) مي توانست مؤفقيت را حاصل نمايد، چنانچه اول الذکر را به مجبور به تسليم شدن راه حل سياسي ومجبوربه اطاعت نمودن ازسياستهاي خارجي امريکا نمايدو ودومي را بعد ازمداخله نظامي مانند (نداف پخته تکاني) نمايد وقصد عساکرکشته شده اش را برضد شوروي درويتنام بگيردکه بالاخره مؤفق هم شد[2]. بالاخره سردار محمد داوود )آخرين بقاياي آل يحيي) بتاريخ 7 ثور 1357 ساعت 12 بجه شب از طرف تورن امام الدين به شهادت رسانيده شد وبعد درقصرگلخانه با فيرماشيندارها 72تن ازاعضاي فاميل وي نيزبه شهادت رسيدند.[3]



. کاروال ،  همان اثر ، صص 43-57 .[1]

 .خان آقا سعيد، ازجاسوسي تا وزارت(پشاور: مرکزنشراتي فضل،1378)، ص178 .[2]

 . داکترشاه زمان وريح ستانيزي، سهل انگاري محمدداوودخان، چاپ سوم ( پشاور: نشرمؤسسه انتشارات الازهر 1379 )، ص 74 .[3]