علل زوا ل امارت ملا محمد عمر
" طالبان"
درمورد ساختن پروژطالبان بد نيست به چند مصاحبه ازشخصيت هاي کليدي دست اندرکاراين پروژه اشاره کنيم تاببينيم که طرفداران وسازندگان اصلي طالبان وحشي وارتجاعي قرون وسطايي وضد بشريت ، همين امريکا وانگليسي هستند، که اکنون با تصادم منافع خود با بخشي ازطالبان ، با تعدادي ازآنها درافتاده اند. وبراي زدن شان وفريب مردم شعار"دموکراسي " را بلند کرده اند. آنچنانکه براي آوردن شان شعار " صلح" بلند کرده ومردم را فريب دادند." خانم بينظيربوتوبه روزچهارم اکتوبر1996 ميلادي که هنوزيک هفته ازسيطرة طالبان برکابل نگذشته بود ضمن مصاحبه اي با سرويس BBC گفت: پديده طالبان درسالهاي جهاد افغانستان ازسوي امريکا، انگليستان، وعربستان سعودي ، طرح گرديد."
"بي نظيربوتو همچنان درجريان يک کنفرانس مطبوعاتي درلندن اعلان نمود که پروژة طالبان به ابتکارانگليستان،پشتباني امريکا، کمک مالي عربستان سعودي وتربيت پاکستان صورت گرفت."
"نصيرالله بابرکه خودماموراساسگذاري پروژة طالبان بود، درمصا حبه اي با فرانتيرپوست به صراحت چنين اعلام نمود: سازمانCIA خود تروريسم را وارد اين منطقه نمود"
درماه جنوري 1998 ميلادي پس ازتسلط طالبان درافغانستان ودست بريدن ها وسربريدن ها وسنگسارو. . . ودريک کلام پس ازهمه انسان ستيزي هاي طالبان وتروريستهاي همراه شان ، روزنامه نگارنشرية "نوول آبسرواتور"ازبرژنسکي سياست سازومشاورت امنيتي ملي ريس جمهورامريکا مي پرسد: " شما پشيمان نشديدکه ازبنيادگرايان پشتيباني کرديد وبه تروريستها جنگ افزارداديد؟" برژنسکي درجواب ميگويد: " چه چيزبراي تاريخ جهان اهميت دارد، طالبان يا فروپاشي امپراتوري شوروي؟ چند تا مسلمان هيجاني واحساحساتي ويا آزادي اروپاي مرکزي وپايان جنگ سرد."
بشنويم اززبان يکي ازحاميان طالبان که ميگويد امريکايي ها درجريان عملکرد هاي طالبان ، همان عملکرد هاي ضد دموکراتيک ، زن زدايي وقرون وسطايي قرار داشتند، ولي آنها مي خواستند که توسط طا لبان پروژه هاي نقش شان عملي شود، مردم افغانستان براي شان اهميت نداشت. بشنويم ازرئيس استخبارات سعودي:
اميرترکي الفيصل رئيس استخبارات عربستان سعودي اوايل 2001 يعني زمان اوج بيداد طالبان وبن لادن درافغانستان درمصاحبه اي با تلويزيون MBC ميگويد:" امريکايي ها تحولات افغانستان را زيرنظر داشتند ودرارتباط با آن باهم تماس مي گرفتند، ولي چيزي که براي شان اهميت داشت فعاليت کمپني هاي نفتي درآن کشوربود."
اميد است خوانندة عزيرازمطالعة اين نقل قول ها که همه ازمنابع دست اندرکاروذيدخل به قضية افغانستان تهيه شده به اين نتيجة منطق رسيده باشد که : امريکايي ها درجنبش مقاومات مردم قهرمان ما عليه تجاوزگران شوروي ، مداخلة ظالمانه نموده کوشيده اند آنرا بسوي هدف خود که همانا ضربه زدن به حريف شوروي شان وگرفتن انتقام ويتنام ازجهت سياسي وبدنام سازي شوروي وصنعت نظامي وسياست اقتصادي اش درسطح جهان ازجهت اقتصادي است سوق بدهند، تا بالاثربه بازار هاي فروش اسلحه وکالاي شوروي راه يابند واسلحه وکالاي خود را جايگزين آن سازند. به منظوررسيدن به اين هدف بود که امريکا ومتحدينش بدنام ترين ، عقب مانده ترين، ارتجاعي ترين، ضد دموموکرات ترين وشقي ترين عناصر جامعة ما را بنام تنظيم هاي جهادي تربيت وسازماندهي کرده وبراي کشتاروويراني تا دندان مسلح ساختند.
امريکايي ها به همکاري پاکستان وسايرمتحدين شان به استناد شواهد انکارناپذير، وحشي ترين باندهاي تروريست بنيادگرايان اسلامي را ازسرتاسرجهان بسيج ، تربيت ومسلح نموده وبه افغانستان فرستادند، تا به حريف شوروي شان ضربة محکمتروخونين تروارد کنند. ا سامه بن لادن والظواهري وعبدالله العظام نمونه هاي ازآن است. درنتيجه همين سياست ها وعملکردهاي ظالمانة امريکا متحدينش است که افغانستان اين چنين به خاک وخون کشيده شده وبيغوله اي براي باند هاي آدمکش بنيادگرا شد.
درنتيجة عملکرد همين باندهاي ارتجاعي تروريست پروژة دست امريکا متحدينش بود که خلق مظلوم ما ازهمة حقوق انساني اش محروم ساخته شد وتوسط جهادي ها وطالبان تاوراي گرسنگي وفقرتامرز نابودي کامل سوق داده شد.
حال ديگر همه دريافته ايم که پروژه طالبان باتمام وحشت شان زادة مغزوتفکرانگليسي – امريکايي است که جهت تأمين امنيت وراههاي ترانزيتي افغانستان بسوي آسياي مرکزي وکشيدن پايپ لاين نفت وگازازترکمنستان تا بحر هند ازطريق افغانستان سازماندهي وتأمين مالي ونظامي شد. وهمه ديديم که امريکايي ها ، انگليس ها ومتحدين پاکستاني وعرب شان توسط اين مولود وحشي خود يعني طالبان وهمراهان شان چه برسرمردم م آ وردند[1] .
طالبان که روزبروز به مؤفقيت هايي نايل مي آمدند، چنان بي باک شدند که به هيچ کس رحم نکردند، انسانها، اشجار، حيوانات، . . . همه را به نابودي مي کشاندند، درسال 1998 مجسمه هاي بودا را نيزانفجار دادند. بدين ترتيب طالبان بحيث يگانه قدرت مسلط درافغانستان تبارزمي نمايد وافغانستان آهسته آهسته درست وحسابي به مرکزآموزش تعليم تربية اسلام گرايي وتروزيزم بين المللي تبديل شد وبالاخره امنيت منطقه وجهان را به مخاطره انداختند.
اسامه بن لادن دوست قديم پاکستان وايالات متحدة امريکا،دوست ومهمان گرامي ملاعمرموضعگيري امريکادربارةحق تعيين سرنوشت مردم فلسطين راجداًانتقادنموده وسفارتخانه هاي امريکا درکينيا وتانزانيا را درتابستان سال 1998 انفجارميدهد که دراثرآن 224 تن کشته و4500 تن ديگر زخمي ميگردند.
امريکايي ها درپاسخ اين انفجارها ، پايگاه هاي بن لادن را درولايتهاي ننگرهاروخوست مورد ضربات راکت ها کروز قرارميدهد، که يکتعداد هوا خواهان بن لادن کشته وزخمي مي شوند. ازين جاست که روحية انتقام جويي ميان امريکاييها ولادن وطالبان شدت کسب مينايد. بدين ترتيب يک تفاهم واحد وتشريک مساعي مشترک برضد طالبان درسطح داخلي وبين المللي بوجود مي آيد. در داخل نيروههاي جهادي يک ائتلاف جديد برضد رژيم طالبان ايجاد گرديد که ازکمک هاي مالي ، نظامي واقتصادي کشورهاي چون ايران، روسيه، تاجکستان، اوزبيکستان، هند، وترکيه برخوردار بود.
اما آنها هنوزبيک فيصلة نهايي نرسيده بودند که حادثة خونين 11 سپتامبر 2001 درايالات متحدة امريکا ازطرف تروريستان لادن صورت گرفت، حکومت جورج دبليوبوش درائتلاف وسيع اکثريت کشورهاي جهان به کمک نيروهاي ائتلاف سمت شمال افغانستان رژيم طالبان را سرنگون نمود[2]
با سلام و خسته نباشید به شما بازدید کننده عزیز امیدوارم از این وبلاگ استفاده لازم را ببرید و اگر پیشنهادی یا انتقادی دارید خوشحال میشوم که با من در میان بگذارید. برای استفاده از مطالب ذکر منبع فراموشتان نشود. منتظر نظرات شما دوستان هستم ، باحرمت بی پایان طاهر "رؤف"