صبغت الله  " مجددي "

  حضرت صبغت الله مجددي ، پسرميان محمد معصوم ازخانوادة حضرات شوربازار کابل بود . مجددي دردهه هاي 1950 – 1960 درحواشي جنبش اسلامي جاي پيداکرده با اخوان المسلمين مصرروابط برقرار ساخت،ودرسال 1959 به اتهام مخالفت با ديدارخروشچف وبولگاتين ازافغانستان وسياست نزديکي محمد داوود با اتحاد شوروي زنداني گرديد، اواستاد تفسيرشريف درليسة حبيبية کابل بود. مجددي خودش " پير" نبود، ولي خاندان مجددي مربوط يکي ازشاخه هاي طريقة صوفية نقشبندي بوده ، درافغانستان خصوصاً درنواحي جنوب، داراي مريدان وپيروان بيشماري بودند.

 مجددي درزمان قيام مسلحانة 7 ثور دراسکاندناوي بود ودرآنجا رياست يک مرکزاسلامي را بدوش داشت. سپس اوبه پشاورآمد وبه جبهة نجات ملي را که ازعناصر محافظه کاروگروه هاي غيرمتجانس تبعيدي تشکيل شده بود، بوجود آورد. درسال 1989 رهبر نجات ملي بحيث رئيس دولت مؤقت مجاهدين انتخاب گرديد.

 مجددي شخص با دانش بود، که احاطة کاملي درعلوم فقه وشرعيات داشت وبه پنج لسان صحبت ميکرد وبه لقب پروفيسوري نايل گرديده بود. اوشخص خوش بيان وصريح الهجه يي بود وصداي پرطنيني داشت ، داراي مزاج تند ولي شخص لطيفه گو وشوخ طبعي بود . حاضر جواب بود. هرچه درقلب خود داشت  بازگوميکرد.

  حضرت صبغت الله مجددي تقريباً تنها کسي بود که ازخانواده بزرگ حضرات شوربازار زنده مانده بود . تمام فاميل اودردوران تره کي ، بدستورحفيظ الله امين توسط سيد داوود ترون درقلعة جواد کابل گرفتار وازبين برده شده بودند، درهنگام شورش هرات نيزبقاياي اين خانواده گرفتار ومعدوم شدند، واينک اين مرد شصت وچند سالة لاغر اندام ، بلند قامت وعينکي که لباسهاي فاخري دربروعمامة سفيدي برسرداشت. بحيث تنها بازماندة آن خانوادة برچوکي قدرت افغانستان تکيه زده بود.

 باکمونيستان درگذشته چنان دشمني مي ورزيد که چشم ديدن آنها را نداشت ، مي گويند ا وحتي به جنازة برادر زاده اش رحمت الله مجددي نزديک نشد وديگران را نيزتوصيه کرد که به اودست نزنيد زيرا که کمونيست بود ودستان شما نجس ميشود.

 خط سياسي صبغت الله ضديت با افکار وعقايد مارکسيستي تشکيل  مي داد وازروسها بشدت متنفربود، گاهي سلطنت طلب بود وزماني نظام اسلامي را در چوکات دولت عصري وسيکولارمي پذيرفت با پير سيد احمد گيلاني همفکروهم داعيه بود. ويژگي هاي ليبرال منشانه اش ازجانب بنيادگراها مورد اعتراض قرار مي گرفت ومانع آن ميگرديد تا مجددي بعنوان فردي تحصيل کرده وروشنفکر که به دستآورد هاي علوم وتخنيک غرب به ديدة احترام نگريست ، قابل پذيرش براي همتاهاي بنيادگراي خويش درمقام رهبري افغانستان باشد[1]

 حضرت مجددي بنابرفيصلة شوراي جهادي درراولپندي درحاليکه محمدنوازشريف صدراعظم پاکستان نيزحاضربود. با وجود مخالفت هايي که درشورا روي کسب قدرت بين اعضاي آن وجود داشت درنيمة شب ولي با عجله فيصله صورت گرفت که : ( براي دوماه بحيث ممثل دولت اسلامي افغانستان تعيين وبکا بل برود، ودرپايان دوماه قدرت را به پوهاند برهان الدين رباني رئيس جمعيت اسلامي تسليم نمايد، رباني بنوبة خود بايد چارماه بقدرت بماند، بعداً فيصله ديگرتوسط شوراي جهادي بعمل آيد وريس جديد تعين شود.)

درنتيجه  حضرت صبغت الله مجددي بدون کدام پلان وترتيبات مقدماتي وبا عجله بکابل آمده وقدرت را بدست آورد [2] .



 . همان اثر، صص 592 – 594 .[1]

  . مبارز، همان اثر، ص 70 .[2]