دوکتورنجيب الله

          دکتورنجيب فرزند اخترمحمد متولد سال 1947ازاولسوالي سيد کرم ولايت پکتيا ومتعلق به قوم احمدزايي بوده پدرش مدت زماني بحيث وکيل تجار افغانستان درپشاوراشتغال داشته که نجيب نيزدرآنجا با پدرش درپشاورميزيسته است .

          نجيب درسال 1961 ازليسة حبيبية کابل فراغت حاصل کرده وشامل پوهنحي طب پوهنتون کابل گرديد، موصوف درسال 1975 ازپوهنحي طب درحاليکه مدت تحصيل دراين پوهنحي هفت سال را بشمول دوره MPCB  ا حتوا ميکرد فارغ گرديد.

        نجيب ازلحاظ فکري وايديولوژيکي متعلق به جناح پرچم حزب دموکراتيک خلق افغانستان بوده وازآوان تحصيل درمخالفت بانظام شاهي ودرتحت رهبري حزب خويش بيانيه اي شديد الحن راطي مارش ها،ميتينگ ومظاهرات ايراد ميکرد، به همين صورت موصوف از مخالفين جدي جنبش هاي اسلامي نيزبه حساب ميآمد.

       موصوف حين بقدرت رسيدن حزب دموکراتيک خلق افغانستان طي کودتاي 1978 به حيث عضوشوراي انقلابي رسماً معرفي گرديد. بعداً براي مدت کوتاهي درزما ن قدرت تره کي رهبرجناح حزب دموکراتيک خلق افغانستان ايفاي وظيفه کرده وسپس بعلت ارتباطش با جناح پرچم برهبري ببرک کارمل به حيث سفيرافغانستان به تهران اعزام شد وبعد ازآنکه نورمحمد تره کي توسط حفيظ الله امين به قتل رسيد وقدرت به حفيظ الله امين تعلق گرفت ، کارمل وطرفدارانش که دوکتورنجيب نيزشامل آن بود به کابل احضارشدند ولي تمام آنان ازآمدن بکابل امتناع ورزيدند ودرعوض امين همة آنها ازحزب اخرج وازوظايف شان سبکدوش اعلام کرد. دکتورنجيب درآن وقت تهران را ترک گفته دارايي سفارت را با خود برده با ببرک کارمل درمسکوبود پيوست ودرسال 1979 يکجا با ببرک کا رمل وعده يي ديگرازاعضاي جناح پرچم حزب دموکراتيک خلق افغانستان بوسيلة طيارة نظامي شوروي پس ازاشغال کابل بوسيلة قشون نظامي روسي وارد کابل گرديد وبه حيث رئيس دستگاه جاسوسي(خاد)مقررشد.وي درسال 1981 بحيث عضوبيروي سياسي ودرسال 1985 بيحث عضودارالانشاء حزب تعيين گرديد.

        دوکتور نجيب پس ازبرکناري کارمل تحت حمايت مشاورين نظامي وسياسي شوروي بحيث منشي عمومي حزب تعيين گرديد، هنگامي که کارمل به مسکو انتقال داده شد بتاريخ اول اکتوبر1987 وي به حيث رئيس شوراي انقلابي قدرت دولتي را نيزبه عهده گرفت ، او درهمان سال لويه جرگه را دعوت کرد که دراين لويه جرگه اکثريت اعضاي آنرا ، اعضاي حزب وکارمندان خاد تشکيل ميداد وخودرا طي همين لويه جرگه گويا بحيث ريس جمهور افغانستان انتخاب يا انتصاب شد[1].

       دکتورنجيب خيلي زيرک ، نيرنگباز، ظالم ، خودخواه ، وقدرت پرست ويکي ازآتش افروزان سياست "پشتونيزاسيون" جامعة افغانستان بود. درحلقه دوستان نزديک خودتنها بزبان پشتو سخن ميزد. متمايل بود همکاران خود را نه ازروي فراست وکياست ، بلکه با توجه به سرسپردگي شخصي خود ( بيشترخويشاوندان ونزديکان خود را ) برگزيند. بزبان انگليسي آشنايي داشت ، متأهل بود. سه دخترداشت خانمش ازيک خانواده توانگربود[2].



 . عبدالحميدمبارز،حقايق وتحليل وقا يع سياسي افغانستان ازسقوط سلطنت تا ظهورواجراآت طالبان( پشاور: نشرات ميوند، 1378)،  صص 44 -45 .[1]

 

. الکساندر لياخفسکي ، توفان درافغانستان ، ترجمة عزيزآريانفر، جلد دوم ( کابل : انتشارات ميوند ، چاپ سوم 1382 ) ص6 .[2]