علل زوا ل حکومت ببرک " کارمل "
ببرک کا رمل که حفيظ الله امين را اجنت CIA وخاين به وطن وآرمان هاي انقلاب ثور معرفي کرد. يک روز بعد ازبه قدرت رسيدنش طي اعلامية ديگري ازتره کي بنام قهرمان انقلاب ثور توصيف نمود ووعده دادکه:" درراه رسيدن به آرمان هاي انقلاب ثور صرف مساعي نموده وآنرا تکامل خواهد بخشيد."
ببرک کا رمل بعدازدستيابي به قدرت وظيفة ريس شوراي انقلابي ، رياست دولت ، رياست حکومت وسکرترجنرالي کميتة مرکزي را به عهده گرفت . درحکومت جديد يکتعداد چهره هايي که قبلاً با تره کي همکار بودند ظاهرگرديد مانند: جنرال عبدالقادر، سلطان علي کشتمند، جنرال رفيع ، جنرال وطنجار، وداکتر اناهيتا راتبزاد. پرقدرت ترين مرد رژيم اسدالله سروري بود که بحيث نايب صدراعظم تعيين شد . دردوران تره کي امين تا ماه سپتامبر 1978 ريس اگسا بود که با زجروشکنجه ها وکشتارهايي که کرد دربين مردم لقب (قصاب کابل) را کمايي کرد. طرف آنست که در تشکيل اين حکومت شکنجه کننده " سروري" شکنجه شده گان " قادر وکشتمند" درعين کابييه عضويت حاصل کردند، ولي چندي بعد تحت فشارافکارعامه سروري را به حيث سفيرکبيرافغاني به مغولستان فرستاد.
مردم افغانستان کارمل را خوب مي شناختند که مسئول تمام بدبختي هاي کشورمي باشد ولکة بدنامي تجاوزشوروي به افغانستان وبه قدرت رسيدن توسط قواي بيگانه را او درجبين دارد[1] .
حينيکه شوروي ها دردسامبر 1979 بخاک افغانستان تجاوزنمودند، جنرال ضياءالحق رئيس جمهورپاکستان بزودترين فرست ريس ISI جنرال اخترعبدالرحمان را فراخواند وطالب ارزيابي اوضاعي شدکه پاکستان به آن مواجه گشته بود، البته وي خواهان جواب پرسشهاي متعددي شد ليکن مهمترازهمه درزمينة اين بودکه وي چه عکس العملي را بايد ازخود نشان بدهد. وي به اختر عبدلرحمن خاطرنشان ساخت تاکدام طرحي را مبني براصطلاح عسکري " تشخيص ارزيابي وضعيت " پياده نمايد که مطابق به ستراتيژي والاي ملي باشد. درک ارزيابي عبارت از رسيدگي دقيق منطقي وتدريجي وضعيت بوده که درآن تمام فکتورهاي مربوط منجمله اهداف احتمالي دشمن مدنظرگرفته شده وجهت نيل به آن بايد يک دوره عمليات وپلان هدايت شده مورد اجراء گذارده شود.
اخترعبدالرحمن تحليل وارزيابي خويش را تقديم ريس جمهورنمود که برپشتيباني پاکستان ازمقاومت افغان توصيه مي نمود. وي استدلال نمود که اين نه تنها بخاطردفاع ازاسلام است بلکه حراست پاکستان را نيزدربردارد. مقاومت افغان بايد عليه شوروي هابه حيث خط مقدم دفاع پاکستان درآورده شود اگربه آنها فرصت داده شود که افغانستان را به آساني هضم نمايند درآنصورت پاکستان نيزاحتمالاً ازراه بلوچستان درقدم بعدي آنها خواهد بود. ا ختريک وضعيت قوي را طرح نمود تابه موجب آن شوروي ها را ازطريق يک جنگ وسيع الساحة چريکي به شکست مواجه سازد. وي معتقد بود که افغانستان بايد بحيث ويتنام ثاني براي شوروي ها درزيرضربات امريکا درآيد. وي بر ضياء تأکيد ورزيد که طريق نظامي را برگزيند، بدين معني که پاکستان چريکها را درعرصه هاي اسلحه ، مهمات جنگي ، پول ، اطلاعات آموزش نظامي ومشوره حين عمليات چريکي مخفيانه پشتيباني نمايد. علاوتاً توسل به چنين ذريعه موجب استقرار يابي پناهگاه هايي براي آوره گان وچريکها درصوبه سرحدوبلوچستان خواهد شد که البته بدون يک تکيه گاه محفوظ سرحدي براه انداختن چنين عمليات مؤفق آميزنخواهد بود . ضياء بدين مشوره ها مؤافقه نمود. چنا نچه امريه ای به بريد جنرال اخترعبدالرحمن ريس عمومي ISI پاکستان است که گفته بود " کابل را بايدبه آتش کشانيد " [2].بدن گونه پاکستان موضع خودرا درقبال رژيم کا رمل تعيين نمود.
ببرک کارمل کوشيد تا با قواي مقاومت افغانستان ارتباطي قايم ساخته وبه ارضاي اوشان بپردازد. هنچ فردي حاضرنشد که با او دوکلمه حرف بزند ويا ازمقاومت دست بکشد، برعکس مجاهدين افغان عمليات شانرا توسعه داده ونقطه هاي مقاومت را درشهر ها نيزتأسيس نمودند. بتاريخ 29 فبروري 1980 مردم کابل قيام نموده وبا صداي " الله اکبر" براه پيمايي برآمدند، دوکانها را بستند وبا نعره هاي مرگ برشوروي ، مرگ برچاکرآن ببرک کارمل تمام روزوشب را به مظاهره گذشتاندند، سرانجام قيام مردم کابل بزور سلاح وتهديد فرونشانده شد. قواي شوروي وحکومت براي مقابله با آنها به استعمال اسلحه دست بردند عده يي را کشته وجمعي را زخمي ساختند تامظاهره خاموش شد.
بتاريخ 19 اپريل 1980 ببرک کارمل به طرح وترتيب يک خط مشي براي جمهوري دموکراتيک افغانستان اقدام نمودکه بصورت مؤقت جانشين قانون اساسي گرديد دراين خط مشي، شوراي انقلابي "عاليترين قدرت دولتي ونمايندة حقيقي مردم افغانستان !" شناخته شد، بانشروتطبيق اين خط مشي، ببرک کارمل که هميشه ازدموکراسي، تفکيک قواي سه گانه ، آزادي قلم وبيان درزمان سلطنت دم ميزد وسخنراني غرايي را در اين باره ايراد ميکرد، قدرت نامحدودي را ازآن خود ساخته وبدين وسيله يک ديکتاتوري ديگر را بنا نهاد که مردم ازآن به سردي استقبال کرده ومورد لعن وطعن قرارش دادند.
ببرک کارمل سياست خارجي اش را برمبناي همزيستي مسالمت آميزسنتي وعدم انسلاک بنا نهاد . اما اين ادعا او مانع آن شد که همبستگي بسيارنزديک را با شوروي نظربه پيمان دوستي وهمکاري 5 دسامبر 1978 ازنظر پنهان دارد. رژيم دست نشاندة ببرک کا رمل تنها ازطرف شوروي وکشورهاي اقمارش وبعضي ازکشورهاي جهان سوم که گوش بفرمان شوروي داشتند برسميت شناخته شد، اما اکثريت کشورهاي جهان ازشناسايي اين رژيم خودداري نموده وآنرابه يک انزواي بين المللي کشانيدند.همبستگي بيش ازحدرژيم کارمل با شوروي وقتي روشن شد که بتاريخ 17 مارچ 1980 حين عقد همکاري بيشتر ادارة باريکة واخان رادربست به اختيار شوروي سپرد. واخان منطقه ايست درپاميرکه افغانستان را با چين مستقيماً مرتبط مي سازد . چين به اين قرارداد وطرزالعمل افغان - شوروي اعتراض نمود. باشندگان بومي محل درحدود سه هزارنفر " قرقيز" با رهبرشان، رحمن قل ، خانه وکاشانة خود را ترک گفته وبه طرف پا کستان روبه فرارگذاردند. درپاکستان بنابر عدم مساعدت آب و هوا ، عده يي ازآنها مريض وتلف شدند. ترتيبا تي اتخا ذ شد تااين مردم به کانادا انتقال داد شوند، اما ترکيه پيشدستي کرده واين مردم را که باشندگان ارتفاعات بلند وهواي سرد بود ازنگاه قرابت نژادي ولساني به ترکيه نقل داد. شوروي ها با اشغال واخان، دستگاه هاي رادارقوي را درآنجا نصب کرده وتهديدي را متوجه مرزهاي پاکستان ، چين وراه استراتيژيک " قره قروم" فراهم ساختند. برعلاوه شوروي بااين عملش ارتباط مستقيم افغان - چين را قطع کرده وخود را با پاکستان هم مرز ساخت [3] .
کارمل اسم سازمان امنيتي يا دستگاه عظيم آدمکشي راازکام به خاد ( خدمات اطلاعات دولتي) مبدل کرده، داکترنجيب راکه بتازگي درين بخش توسط کي. جي . بي. آموزش ديده بود، دررتبة وزير، دررأس آن سازمان قرارداد.
با تجاوزاردوي سرخ ، ملت غرق درعزاء وماتم گرديد، زيرا استقلال وآزادي عقيدة شان با خطرمواجه گرديد. تحليلهاي سياسي وتبصره هاي راديويي ايکه ازهرجانب شنيده مي شد مأيوس کننده بودند. اما ، مجاهدين مرگ را مي شناخت نه شکست را ، چهرة اصلي دشمني هويدا گرديده بود. جنگجويان بدون اينکه شک وترديد بخود راه دهند حمله برمتجاوزين را آغازکردند سيل کشته گان جريان داشت ورژيم کابل براي پرکردن جبهات دست به جلب واحضاراجباري ميزد که اين کارنه تنها مفيد واقع نشد بلکه سبب فرار دسته جمعي وفردي شهروندان بسوي ديارغربت گرديد، چنانچه تعداد مهاجرين تنها درايران وپاکستان به پنج مليون نفررسيد، مطبوعات توجة خاص به مسئلة افغانستان وتجاوزروسيه مبذول داشت، رسانه هاي راديوصداي امريکا ، بي بي سي وصداي المان اخبارخيلي تازه را درمورد جنايات رژيم وحامي آن (شوروي) درافغانستان به نشرمي سپردند، افغاستان به مرکزحوادث جهان مبدل گرديد.
جنايات کريملين، بشردوستان روسي را نيزمتأثرساخت، بعضي ازآنان حتي الوسع، اعمال روسها را محکوم کردند. اندري سخاروف برندة جايزه نوبل ، جنايات روسي را محکوم کرد . به همين دليل ازطرف بريژنف به شهر گورکي تبعيد شد عساکرروس نيزبه رسم اعتراض ازجنگ فرارميکردند. بعضي هايشان درمقابله باروس ، درکنارمجاهدين سنگرنشين شدند.
روسها باوجود سعي وتلاش بسيارنتوانستند مجاهدين با باشکست مواجه گردانند. آنان ازجلوگيري ازقيام ملت عاجزماندند ونتوانستند مزدورانشان را برمردم افغانستان بقبولانند. دروغهاي کارمل ولاف وگزاف هاي روسها هم جايي را نگرفت . ازطرف ديگرمرگ به سراغ رهبران روسيه آمده بريژنف ، اندروپوف و چرننکوبه آرزوي افغانستان بردل ، مردند.
کريملين لجاجت کارمل واصرارش برسفسطة مارکسيزم را مانع اجراء طرح خود تلقي ميکرد، به عوض وي کشتمند درنظرگرفته شد ولي وي داکترنجيب را شايستة اين منصب خواند. نجيب برکناري کارمل راشرط اول انسحاب روسها ، عقبگرد ازکمونيزم ويا به اصطلاح ايجاد تحول ، ذکرکرد وخواستار صلاحيت وقدرت بيشترشد.
روسها دروهلة اول بريالي وراتبزاد را ازکابل بيرون کردندو سپس قوماندان ارگ جنرال عزيز حساس سرسپردة کارمل را تحت عنوان تحصيلات به مسکو فرا خواندند وکارمل ازقواي اجرائيه برکنارگرديده صرفاً بحيث رهبر شوراي انقلاب باقي ماند. اندکي بعد يعني درماه مي همين سال ازاين عهده نيزمعزول وازطرف کي . جي . بي. به قريه اي واقع دربيرون شهرمسکوتبعيد وبررفت وآمدش نيزممنوعيت وضع گرديد[4].
با سلام و خسته نباشید به شما بازدید کننده عزیز امیدوارم از این وبلاگ استفاده لازم را ببرید و اگر پیشنهادی یا انتقادی دارید خوشحال میشوم که با من در میان بگذارید. برای استفاده از مطالب ذکر منبع فراموشتان نشود. منتظر نظرات شما دوستان هستم ، باحرمت بی پایان طاهر "رؤف"